دیگه این وبلاگ رو یادم رفته بود تا امروز که یه نفر گفت:«چرا "آوای چنگ" به گوش نمی رسد؟» و من رو برد به سه سال پیش،هفدهم آذر 1384.روزی که با یک ذوق و شوق وصف نشدنی کارمون رو شروع کردیم.روزی که تنها چیزی که توی سرم بود تغییر بود و تغییر و تغییر.آرزوهای بزرگ داشتم و به فکر یه همکاری خوب با دوستام برای وبلاگ نویسی.چیزی که تا جاهایی پیش رفتیم و تمام تلاشمون رو کردیم.اما من یادم رفته بود «آنچه ثابت است و همواره لایتغیر و همیشه پایدار،تنها تغییر است و ناپایداری» و البته این بار تغییر و ناپایداری در جهتی که دوست نداشتم.من موندم و این وبلاگ و اهدافی بزرگ.اهدافی که باید دنیا رو تکون می داد.توی این راه خیلی عوض شدم.از زیر مجموعه ی حقوق زنان به مجموعه ی حقوق انسان ها رسیدم(در حال حاضر حقوق انسان ها مجموعست.از کجا معلوم؛شاید یه مدت دیگه زیر مجموعه شد!)،با آدم ها و رفتارشون بیشتر آشنا شدم و...
خب... این حرف ها مربوط به گذشته هست و بهتره در مورد حال بنویسم.در شروع تازه سعی می کنم که با همون اهداف قبلی نوشته ها رو بنویسم و فعلا تغییری(!!!) به وجود نیارم.پست «فصلی جدید در وبلاگ آوای چنگ» رو بخونید(درسته دو سال پیش نوشته شده،ولی هنوز می شه خوندش!) و اگه نظری دارید یا دوست دارید که با وبلاگ آوای چنگ همکاری کنید،در قسمت نظرات بنویسید.
فعلا...
روز گذشته ميزگرد بررسي وضعيت زن در جهان اسلام در دانشگاه تربيت معلم به همت انجمن زنان پژوهشگر تاريخ برگزار شد. شيرين بياني استاد دانشگاه تهران با موضوع سه خاتون مغول، فروغ جهانبخش استاد دانشگاه کوئينزلند کانادا با موضوع زنان، فقه و هرمنوتيک، شهرام نيازي با موضوع نوگرايي ميان زنان معاصر در جهان اسلام و شهلا بختياري با موضوع اسلام پذيراي زنان در صدر اسلام سخنرانان اين همايش بودند.
ادامه مطلب
از اول تاسیس این وبلاگ سعی کردیم که مسائل زنان رو مطرح کنیم.کاری ندارم که بعضی از جاها خیلی ضعیف عمل کردیم.از مطالب سایت های دیگه شروع شد و بعد هم خودمون مطلب نوشتیم.تعدادمون زیاد بود و بعد کم شدیم و صدها مساله ی دیگه.
به نظرم این کاری که ما می کردیم در جای خودش خیلی کار جالبی بود.اما همه چی رو در بر نمی گرفت.
تو این مدت،این اتفاقها،باعث شد که من بفهمم که این زن ها نیستند که حقوقشون پایمال شده،بلکه این همه ی انسانها هستن که به این وضع دچارند.فرقی نمی کنه زن باشی یا مرد.
وقتی به دختری توی خیابون متلک می گن،این مربوط به تربیت پسر هم میشه.یعنی این حقوق پسر هست که ازش گرفتن و مناسب عرف بزرگش نکردن.وقتی یه زندانی با بی توجهی زندانبان می میره این حقوق انسانها هست که داره پایمال می شه.
تو این جهان که:«ما رو با قطره ی اشکی میشه لرزوند و ویرون کرد/ما رو با بوسه ی شعری می شه ترانه بارون کرد» دیگه زن و مرد مطرح نیست.همه باید دست به دست هم بدیم تا دیگه پروانه ای نباشیم که بتونن ما رو تو مشتشون له کنن.
شاید این وبلاگ و این ۹ ماه لازم بود تا من به این مساله پی ببرم.نمی دونم چه قدر تا پایان راه داریم.اما تا آدمی هست این راه ها به پایان نمی رسه.
اینجا وبلاگ آوای چنگ است و من از همین جا اعلام می دارم که از این به بعد همه ی ما قصد داریم در مورد حقوق انسانها بنویسیم.پس منتظر فصل جدیدی در وبلاگ آوای چنگ باشید.
آلبانی:

ایرلند:

صربستان :

خودتون قضاوت کنید....
تا پست بعدی...
سلام.اصلا نمی دونم چه طور بنویسم.با چه کلماتی می تونم این خوشحالی رو بیان کنم.گاهی اوقات به خاطر اشکها نمی تونم صفحه کامپیوتر رو درست ببینم.همین اشکها باعث شد که مادرم فکر کنه دوباره می خوام خبر فوت یکی رو بهش بدم.درست مثل همون موقع که رفتم جلوش، زل زدم توی چشماش و گفتم:«پوپک گلدره هم رفت»و همدگرو در آغوش گرفتیم و به یاد "دنیای شیرین دریا" افتادیم که کودکی من با آن گذشت.یادم می یاد که چه قدر با دریا خندیدیم و چه قدر هم گریه کردیم.
اما این دفعه فرق می کنه.این دفعه اشک شادیه.بالاخره پیروز شدیم.بالاخره اجازه دادن که زنان هم وارد ورزشگاه بشن.
خب...حالا خودتون هم خبر رو می خونید و متوجه می شید که خوشحالی من از چیه!

موفق باشید...
روز چهارشنبه ۸ مارس روز جهانی زن بود که البته گردهمایی زنان ایرانی در پارک دانشجو با خشونت سربازان به پایان رسید.مطالب سایت های زیر از کسانی است که از نزدیک شاهد ماجرا بودند.
حمله نيروى انتظامى به تجمع روز زن در پارك دانشجو
پليس تجمع زنان در تهران را بر هم زد
بیانیه دفتر تحکیم وحدت در اعتراض به سرکوب گسترده تجمع زنان
این هم سایت هایی که گزارش فوتبال ایران-کاستاریکا و جلوگیری از ورود زنان به استادیوم رو نوشتند.(البته با کمی تاخیر)
.: هورا : برای امنیت ، آزادی و برابری :.
.: دوربین خبرساز ، علی آبادی و ماجرای ما ! :.
.: فریاد دختران ایرانی ؛ ما نمی خواهیم در آفساید باشیم :.
برش هایی از یک استادیوم صد هزار پسری
گزارش لحظه به لحظه حضور زنان در استاديوم
نيروي انتظامي به زنان حمله کرد
دنبال کردن این خبرها خیلی جالبه.ولی برای زنانی که این خبرها رو می سازن مسلما جالبتره.
ایران-کاستاریکا فوتبال مهمی نیست.یعنی فوتبالش که اصلا برای زنان مهم نیست.مهم چیزی هست که می خوان ثابت کنن.چه بتونن وارد ورزشگاه بشن چه به اونها این اجازه داده نشه مهم کارشون هست که خیلی ارزش داره.سایتها و وبلاگهای زیادی در مورد این رویداد مهم مطلب نوشتن.برای ثبت نام می تونید به وبلاگ اوهام روزانه مراجعه کنید.
بیست خرداد امسال هم این اتفاق افتاد.در ادامه مطلب می تونید عکسهایی از اون رو ببینید یا در وبلاگ زن نوشت در موردش بخونید.
ما که نمی تونیم بریم.ولی شما اگه تهران هستید و به فوتبال هم علاقه دارید این بهترین فرصته.ولی اگر علاقه هم ندارید باز هم بهترین فرصت،برای ابراز هویت خودتونه.
یا علی
ادامه مطلب
ببخشید که یه مدت نتونستم مطلبی بنویسم.باز هم نمی نویسم.یعنی عکس زیر بدون شرح هست.شما نظرتون رو در موردش بنویسید!



